ازهی

لغت نامه دهخدا

ازهی. [ اَ ها ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از زهو. نازنده تر. متکبرتر. خودپسندتر.
- امثال:
ازهی من ثعلب.
ازهی من ثور.
ازهی من دیک.
ازهی من ذباب.
ازهی من طاوس.
ازهی من غراب؛ لانه اذا مشی لایزال یختال و ینظر الی نفسه و قال:
الج لجاجاً من الخنفساء
وازهی اذا ما مشی من غراب.
ازهی من وعل؛ قیل هو الشاء الجبلی و زعموا ان اسمه مشتق من الوعلة و هی الیقعة المنیفة من الجبل. ( مجمع الامثال میدانی ).

جمله سازی با ازهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حریم عصمت آنگه ناقه عریان سواری‌ها نگون باد ازهیون چرخ این زرین عماری‌ها

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز