ارباغ

لغت نامه دهخدا

ارباغ. [ اِ ] ( ع مص ) گذاشتن شتران را تا به وقت و بی وقت آب خورند. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خانه کردن شیطان در دلها: اِن َّ الشیطان قد أربغ فی قلوبکم و عشّش؛ ای أقام علی فساد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با ارباغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محوطه ارباغ مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان طالقان، روستای سوهان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۰۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.