اذنان

لغت نامه دهخدا

اذنان. [ اُ ذُ / اُ ] ( ع اِ ) تثنیه اُذُن. دو گوش. ( مهذب الاسماء ).
اذنان. [ اُ ] ( اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب است و از جمله نام پدر سلیمان محدث.

فرهنگ فارسی

نامی از نامهای مردان عرب

جمله سازی با اذنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روى العـيـاشـى بـاسـنـاده عـن اءبـان بـن تـغـلب، عـن جـعفر بن محمد، عليهما السلام،قـال قـال رسـول الله، صلى الله عليه و آله: ما من مؤ من الا و لقلبه فى صدره اذنان:اذن يـنـفـث فـيـهـا الوسـواس الخـنـاس. يـؤ يـد الله المـؤ مـن بـالمـلك، و هـوقبل سبحانه: و ايدهم بروح منه.(745)

💡 عن الصادق (عليه السلام ): ما من قلب الا وله اذنان على احدهما ملك مرشد و علىالاخر شيطن مفتن هذا يامره و هذا يزجره. (596)