لغت نامه دهخدا
اذم. [ اَ ذَ ] ( اِ ) آنکه پژول پنهان شده باشد یا وارن از بسیاری گوشت.
اذم. [ اَ ذَ ] ( اِ ) آنکه پژول پنهان شده باشد یا وارن از بسیاری گوشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من قراء سورة: ن و القلم فى فريضة او نافلة امنه الله -عزوجل - من ان يصيبة فقر ابدا و اعاذه الله اذمات من ضمة القبر
💡 20 - حضرت فرمود: (( ((البخل اذم الا خلاق، و الطمع سجية سيئة...)). ))
💡 قال الهادى عليه السلام: البخل اذم الاخلاق. بحار / 72 / 199
💡 37 - حضرت فرمود: (( ((الجهل و البخل اذم الاخلاق...؛ ))جهل و بخل پست ترين صفت هاى اخلاقى است...)).