اخمد
متضادها
روشن کرد، برافروخت
لغت نامه دهخدا
اخمد. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از خمد و خمود. خامدتر. آرمیده تر. خاموش تر.
فرهنگ فارسی
خامدتر آرمیده تر
جمله سازی با اخمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلافاصله پس از برگزاری انتخابات سال ۱۹۹۷، اخمد زاکایف معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه دولت ماسخادوف بهعنوان رئیسجمهور تعیین گردید.
💡 اللّهم نور بنوره كل ظلمة وهد بركنه كل بدعة و اهدم بعزتهكل ضلالة و اقصم به كل جبار و اخمد بسيفهكل نار و اهلك بعدله كل جائر واجر حكمه علىكل حكم و اذل بسلطانه كل سلطان.