اجذم

لغت نامه دهخدا

اجذم. [ اَ ذَ] ( ع ص ) بریده دست. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). بی دست: من تعلم القرآن ثم نسیه لقی اﷲ تعالی و هو اجذم ( حدیث ). || گرفتار بعلت جذام. || آنکه سرانگشتانش رفته باشد. || افتاده انگشت. ( مهذب الاسماء ). مؤنث: جَذْماء. ج، جُذم.
اجذم. [ اَ ذَ ] ( ع اِ ) از اعلام مردان عرب است.

فرهنگ فارسی

دست بریده، کسی که دست یاانگشتش رابریده باشند، بریده دست، وکسی که مبتلابمرض جذام باشد
از اعلام مردان عرب

جمله سازی با اجذم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حديث: 2 حدثنى محمد بن الحسن بن الوليد رضى الله عنهقال: حدثنى محمد بن الحسن الصفار عن احمد بن محمد عن ابنفضال عن المثنى عن اسماعيل الجعفى قال: سمعت ابا عبدالله عليه السلاميقول: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: لا يبغضنااهل البيت احد الا بعثه الله يوم القيامه اجذم.

💡 قال على (ع ):... و لقد اتاه رحل من جهينه اجذم يتقطع من الجذام.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز