اجدار

لغت نامه دهخدا

اجدار. [ اِ ] ( ع مص ) اَجدَرَ الشجر؛ برآمد بر آن مانند نخود. ( منتهی الارب ). || جَدَرناک گردیدن زمین، و آن گیاهی است که در ریگ روید: اَجدَرَ المکان. ( منتهی الارب ). || نمودار شدن سرهای گیاه مانند جدری. جَدارة. ( منتهی الارب ). || آماهیدن. آماسیدن. تَوَرﱡم.
اجدار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جَدَر و جُدَر.
اجدار. [ اَ ] ( اِخ ) ( عامِرُالَ... ) پدر قبیله ای است چون جَدَرة [ غدّه و گره گوشت یا آماس در حلق ] داشت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پدر قبیله

جمله سازی با اجدار

💡 در این صورت یک سری میلگرد حرارتی عمود برجهت تیرچه کافی می‌باشد (در صورتی که فاصله میلگردهای حرارتی موازی از یکدیگر بیش از ۳۰ سانتیمتر نشود؛ ولی برای تیرچه‌های پیش تنیده که میلگرد خرپا ندارد حتماً باید دو سری میلگرد١٠ اجدار چپ و راست حرارتی گذاشته شود كه اين نيز يكي ديگر از معايب اين نوع تيرچه‌ها ميباشد.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
ناو یعنی چه؟
ناو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز