اجد

لغت نامه دهخدا

اجد. [ اِ ج ِ ] ( ع صوت ) کلمه ای است که شتران را به آن زجر کنند. ( منتهی الارب ).
اجد. [ اُ ج ُ ] ( ع ص ) ناقة اُجد؛ شتر ماده قوی استوارخلقت که مهره های پشت آن با هم پیوسته باشد و این خاص است بمادیان و اطلاقش بر نر نیاید. ( منتهی الارب ). اشتر بنیرو و تیز. ( مهذب الاسماء ).
اجد. [ اَ دِن ْ ] ( ع اِ ) اَجْدی. ج ِ جَدی. بزغالگان.

فرهنگ فارسی

بزغالگان

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَجِدُ: یافتم
معنی لَنْ أَجِدَ: هرگز نمی یابم
معنی لَّا أَجِدُ: نمی یابم
ریشه کلمه:
وجد (۱۰۷ بار)

جمله سازی با اجد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال له (للصادق ع ) انى اجد الضعف فى بدنىفقال له عليك باللبن فانه ينبت اللحم و يشد العظم ))(126)

💡 (( روى عن ابى الحسن عليه السلام لمن اوجس فى نفسه شيئا: اعتمصت بك يا رب من شرما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذلك.)) (533)

💡 اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك. چون اين رابگويد ضررى به او نرسد، انشاء الله (126)

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
شوی جستن یعنی چه؟
شوی جستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز