ابی مغز
لغت نامه دهخدا
ابی مغز. [ اَ م َ ] ( ص مرکب ) بیخرد. بی مغز.
فرهنگ فارسی
بی مغز
جمله سازی با ابی مغز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنزد عارفان و پاکبازان ابی مغزی بود اینجا یقین دان
💡 ترا تا این طلسمت دوستداری ابی مغزی حقیقت پوست داری