ابوسلام

لغت نامه دهخدا

ابوسلام. [ اَ س َ ؟ ] ( اِخ ) عبدالملک بن مسلم بن سلام الحنفی المداینی. محدث و ثقه و زیدبن هارون از او روایت کند.
ابوسلام. [ اَ س َ ؟ ] ( اِخ ) ممطور الحبشی. محدث است و او جدّ زیدبن سلام است.
ابوسلام. [ اَ س َ ؟ ] ( اِخ ) هاشمی. صحابی و خادم رسول صلوات اﷲ علیه است.

جمله سازی با ابوسلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و از استيعاب و ابونعيم و ابوموسى نقل كرده و تصريح كرده كه سين او مضموم است،ابوسُلمى و راوى همين خبر شريف از او، ابوسلام است كه او را از روات ابوسلمى شمرده.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز