ابو هارون

لغت نامه دهخدا

ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) ابراهیم بن العلاء الغنوی. محدث است.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) ابن کعب واسطی. محدث است.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ )الغطریف. محدث است و حکم بن ابان از او روایت کند.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) حجام. مولی حمّادبن عمران تیمی. محدث است.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) عبدی. رجوع به ابوهارون عمارةبن جوین شود.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) عمارةبن جوین العبدی. محدث است.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) عیسی بن ابی عیسی الخیّاط. محدث است. و سفیان بن عیینه از او روایت کند.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) عیسی بن المطلب. محدث است و از ابن شهاب روایت کند.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) غنوی. رجوع به ابوهارون ابراهیم بن العلاء شود.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) کلاب بن امیة اللیثی. تابعی است و حسن بصری از او روایت کند. ( الکنی للدولابی ج 2 ص 151 ).
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) موسی بن عمیر. محدث است.
ابوهارون. [ اَ ] ( اِخ ) واسطی. ابن کعب. محدث است.

فرهنگ فارسی

محدث

جمله سازی با ابو هارون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنها از اندرون آمدند. ابو هارون شروع كرد به خواندن شعرهايى كه تازه سروده بود.

💡 امام صادق عليه السلام به او فرمود: مرثيه بخوان. او ابياتى خواند. امام به گريهافتاد و ابو هارون ساكت شد. امام فرمود: تكرار كن. دوباره خواند. امام فرمود: بيشتربخوان. آنگاه ابو هارون طى قصيده اى گفت: يا مريم برخيز و براى مولايت گريه وزارى كن؛ با گريه بر حسين توفيق يار تو باشد. آنگاه امام صادق عليه السلامگريه كرد و حرم آن حضرت مضطرب شد و فرياد يا ابتا سر دادند.

💡 ابو هارون مردى نابينا و شاعرى بود توانا كه گاهى هم مرثيه اى بر مظلوميت و شهادتاباعبداللّه عليه السلام مى سرود: او از اصحاب امام صادق (ع ) محسوب مى شد.

💡 و نقل كرده اند كه ((ابو هارون )) كه مردى نابينا و شاعر توانايى بود روزى خدمت امامصادق عليه السّلام رسيد. حضرت فرمود: ((ابو هارون ! از آن اشعارى كه در مرثيه جدمسروده اى براى ما بخوان )) و فرمود: ((بگوييد زن ها هم پشت پرده بيايند و فيضببرند)). ابو هارون مى گويد:

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز