ابن جهم

لغت نامه دهخدا

ابن جهم. [ اِ ن ُ ج َ ] ( اِخ ) ابوالحسن علی بن جهم سامی. وفات 249 هَ.ق. شاعری از عرب در دربار متوکل عباسی و گویند او خلیفه را هجا گفت و متوکل او را بخراسان نفی کرد و نامه ای به طاهربن عبداﷲ نوشته امر داد او را مدت یک روز بیاویزد. ابن جهم چون بشادیاخ نشابور رسید طاهر او را دستگیر کرده و یک روز بر جائی بمنظره عام بیاویخت و شبانگاه بزیر آورد، و ابن جهم از آن پس به عراق بازگشت و از آنجا به شام شد و سپس وقتی که از حلب متوجه عراق بود گروهی از بنی کلب بر او تاخته و در جدال با آنان کشته گشت.

فرهنگ فارسی

شاعری از عرب در دربار متوکل عباسی

جمله سازی با ابن جهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن جهم عرضه داشت: يا بن رسول اللّه پس داستان داوود با اوريا چه بوده ؟

💡 و در كتاب عيون است كه - در باب مجلس رضا (عليه السلام ) نزد ماءمون و مباحثه اش باارباب ملل و مقالات - امام رضا (عليه السلام ) به ابن جهم فرمود: بگو ببينم پدرانشما درباره داوود چه گفته اند؟

💡 ابن جهم پرسيد: يا بن رسول اللّه پس گناه داوود در داستان دو متخاصم چه بود؟

💡 ابن جهم عرضه داشت: مى گويند او در محرابشمشغول نماز بود كه ابليس ‍ به صورت مرغى در برابرشممثل شد، مرغى كه زيباتر از آن تصور نداشت. پس داوود نماز خود را شكست و برخاستتا آن مرغ را بگيرد. مرغ پريد و داوود آن رادنبال كرد، مرغ بالاى بام رفت، داوود هم به دنبالش به بام رفت، مرغ بهداخل خانه اوريا فرزند حيان شد، داوود به دنبالش رفت، و ناگهان زنى زيبا ديد كهمشغول آب تنى است.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز