لغت نامه دهخدا
ابن ام عبد. [ اِ ن ُ اُم ْ م ِ ع َ ] ( اِخ ) کنیت دیگر ابن مسعود صحابی.
ابن ام عبد. [ اِ ن ُ اُم ْ م ِ ع َ ] ( اِخ ) کنیت دیگر ابن مسعود صحابی.
کنیت دیگر ابن مسعود صحابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سيلى اءموركم بعدى رجال يطفئون السنة، و يعملون بالبدعة، و يؤ خرون الصلاة عنمواقيتها. فقلت: يا رسول الله ! ان اءدركتهم، كيفاءفعل ؟ قال: تساءلنى يا ابن ام عبد كيف تفعل ؟ لا طاعة لمن عصى الله (16).يعنى پس از من مردانى زمام امورتان را به دست مى گيرند كه سنت مرا از ميان بر مىدارند، و به بدعتهاى خود عمل مى كنند وادى نماز را از زمانش به تاخير مى اندازند!پرسيدم: اى رسول خدا! اگر من همزمانشان باشم چه كنم ؟ فرمود: اى فرزند ام عبد! ازمن مى پرسى چه كنى ؟ فرمانبردارى از كسى كه خداى را عاصى باشد هرگز روا نيست.