معوضه

لغت نامه دهخدا

( معوضة ) معوضة. [ م َ ض َ ] ( ع اِ ) چیزی عوضی، اسم مصدر است و عوض مثله. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هر چیزی که به جای چیز دیگر دهند و چیز عوضی، اسم است عوض را. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با معوضه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 6 - ظاهر اينستكه بيمه عقدى استمستقل. و بدون شبهه اين بيمه ايكه در زمان ما رائج و متعارف است، نه صلح است و نههبه معوضه. احتمال هم دارد كه عقد مستقلى نباشد، بلكه مصداقى از ضمانت با عوضباشد لكن عقد مستقل بودنش روشن تر است و از باب ضمان عهده نيست، بلكه از بابالتزام بجبران خسارت است، هر چند كه آنرا هم بنحو صلح مى شود واقع ساخت و همبصورت هبه معوض و هم ضمان معوض. (لكن ايندليل نيست بر اينكه بيمه يكى از اينهاست ) و بر تمامى تقادير بيمه بنابر اقوىصحيح است و بيمه عقدى است لازم كه هيچيك از دو طرف نمى تواند آنرا فسخ كند مگرآنكه در ضمن عقد حق فسخ را براى خود شرطا كرده باشد، بله طرفين مى توانند اقالهكنند (يعنى از طرف ديگر خواهش كند عقد را صرفنظر نمايد).

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز