لغت نامه دهخدا
معلول کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیمار کردن.سست و ناتوان کردن. معیوب و ناقص کردن:
مجذوم چون ترنج است ابرص چو سیب دشمن
کش جوهر حسامت معلول کرده جوهر.خاقانی.
معلول کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیمار کردن.سست و ناتوان کردن. معیوب و ناقص کردن:
مجذوم چون ترنج است ابرص چو سیب دشمن
کش جوهر حسامت معلول کرده جوهر.خاقانی.
بیمار کردن سست و ناتوان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خشونت خانگی در ماده ۲ قانون خشونت خانگی سال ۱۳۹۲ چنین تعریف شدهاست: خشونت جسمی، روحی یا غیر آن بین اعضای خانواده با استفاده از روشهایی مانند ضرب و شتم، محدود کردن، معلول کردن، محدود کردن آزادی جسمانی و آزار و اذیت کلامی که بهطور مکرر انجام میشود. اگر چه تعریف قانونی محدود به اعضای خانواده است، خشونت خانگی میتواند بین زوجهای مجرد، الجیبیتی و دیگر زوجهای خانگی نیز رخ دهد.