مصوغ
مترادفها
مجاز، جایز، پذیرفته شده
متضادها
ممنوع، غیرمجاز
لغت نامه دهخدا
مصوغ. [ م َ ] ( ع ص ) ریخته شده. || گداخته شده. || هم آهنگ. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ریخته شده یا گداخته شده
جمله سازی با مصوغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه تاكنون آياتى از سوره هاى حمد و بقره گذشت كه خداوند را در همه امور مالكمطلق و نافذ محض مى داند و نفوذ اطلاقى او محدود به تفويض و مسدود به سلب اختيار وممنوع به استقلال بندگان نيست، چنانكه تا كنون آياتى بازگو شد كه انسان را آزاد وغير مجبور مى داند و نفوذ آزادى او محدود به جبر و مسدود به سلب اراده و ممنوع بهدخالت مستقيم و مباشرى خداوند نيست. ليكن ظهور آيهمحل بحث در اسناد اظلال و هدايت به خدا بيش از آيات گذشته است و چون اين آيه مسبوقبه همانند خود نيست گرچه ملحوق به امثال خود است، چنين مى نمايد كه مصوغ به صيغهجبر و مصبوغ به صبغه سلب اختيار انسان است. از اين رو بسيارى از مفسران اشعرى مذهببه ذيل آن تمسك جسته كه امام رازى مثال و قدوه آنان است و عده اى از مفسران اعتزالى مرامبه پاسخ آن يا دفع دخل مقدر آن اقدام كرده اند كه زمخشرى اسوه آنهاست.
💡 داشتن مدرک تحصیلی معتبر و تجربه کاری مرتبط، اولین مصوغ لازم برای شرکت در آزمونهای استخدامی سازمانهای دولتی و شرکتهای بزرگ است.
💡 برای ورود به رشتههای پزشکی، گذراندن دورههای سخت و کسب نمرات بسیار بالا در امتحانات نهایی، اصلیترین مصوغ برای پذیرش دانشجویان محسوب میشود.
💡 هیچ داوطلبی نمیتواند بدون رعایت تمام مصوغهای قانونی و ارائه مدارک لازم، در فرآیند انتخاب برای این موقعیت شغلی حساس شرکت کند.