لغت نامه دهخدا
مصطب. [ م ُ طَب ب ] ( ع ص ) نعت مفعولی از اصطباب. ریخته شده و پراکنده. ( ناظم الاطباء ).
مصطب. [ م ُ طَب ب ] ( ع ص ) نعت مفعولی از اصطباب. ریخته شده و پراکنده. ( ناظم الاطباء ).
نعت مفعولی از اصطباب ریخته شده و پراکنده.
💡 ساقی مصطب جانم تنناها یاهو مطرب بزم جنانم تنناها یاهو
💡 دوش در مصطب جان باده ذاتم دادند باده ذات ز معنای صفاتم دادند
💡 می فروشان مصطب توحید باده نوشان بزم تجریدیم
💡 در مصطب عشق با دف و چنگ از ساغر وصل باده خواریم
💡 همچو نور علی در این مصطب ساقی بزم اهل توحیدیم