لغت نامه دهخدا
( مسعاة ) مسعاة. [م َ ] ( ع اِ ) بزرگی و بلندی. ( منتهی الارب ). مکرمت. ( اقرب الموارد ). || نهایت مرد در انواع مجدو شرف. ( منتهی الارب ). معلاة در انواع مجد. ( از اقرب الموارد ). ج، مساعی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
( مسعاة ) مسعاة. [م َ ] ( ع اِ ) بزرگی و بلندی. ( منتهی الارب ). مکرمت. ( اقرب الموارد ). || نهایت مرد در انواع مجدو شرف. ( منتهی الارب ). معلاة در انواع مجد. ( از اقرب الموارد ). ج، مساعی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( ((الهى مسى ء قدر ورد، و فقير قد قصد، لا تخيب مسعاه، و ارحمه و اغفر له خطاه...)). )) (247)