مستعم

لغت نامه دهخدا

مستعم. [ م ُ ت َ ع ِم م ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعمام. به عمی گیرنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آنکه عمامه برسر می بندد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعمام شود.

فرهنگ فارسی

به عمی گیرنده

جمله سازی با مستعم

💡 پدرم، به اينجاى داستان كه رسيد، در حاليكه قطرات اشك از چشم وى و مستعمان مىريخت، با لحنى سوزناك، آخرين پرده داستان را - كه حاوى پيام آن نيز هست -چنين نقل كرد:

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز