لغت نامه دهخدا
متلک گویی. [ م َ ت َ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل متلک گو. لغز خواندن. بد زبانی. استهزا کردن.
متلک گویی. [ م َ ت َ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل متلک گو. لغز خواندن. بد زبانی. استهزا کردن.
عمل متلک گفتن: اینها صحبتهایی بود که آن روز بعد از نهار بمیان آمد و تا چند دقیقه اسباب خنده و متلک گویی جمع گردید.، ( متلک گوی ی ) ( صفت ) آنکه سخن طعنه آمیز و نیش دار گوید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از انقلاب جدایی جنسیتی در مکانهای عمومی مثل سواحل و استخرهای شنا در قانون تصریح شد و تکلیف شد. یکی از کارهای کمیته در آن سالها، برخورد با عروسیهایی بود که در باغها گرفته میشد و همراه با ارتباط آزادانه زن و مرد بود. جدایی جنسیتی باعث میشود تا افراد در مکانهای مختلف با جنس مخالف خود سروکار نداشته باشند و هنگامی که وارد اجتماع شده و با یکدیگر روبرو میشوند، دچار وسوسه میشوند و برای اینکه شهوت خویش را ارضا کنند اقدام به متلک گویی، آرایش غلیظ، هرزه پرانی یا اقدامات مشابه میکنند.