لغت نامه دهخدا
متصله.[ م ُت ْ ت َ ص ِ ل َ ] ( ع ص ) متصل. ( ناظم الاطباء ). مؤنث متصل. رجوع به قضیه متصله در همین لغت نامه شود.
متصله.[ م ُت ْ ت َ ص ِ ل َ ] ( ع ص ) متصل. ( ناظم الاطباء ). مؤنث متصل. رجوع به قضیه متصله در همین لغت نامه شود.
( اسم ) مونث متصل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در صـدر آيـه در جـمـله (ام انـا خير...) كلمه (ام ) هم مى تواند منقطعه باشد، و هممـتـصـله. اگـر مـنـقـطه اش بگيريم بيانگر كلام سابق مى شود و معناى جمله چنين مى شود(بلكه من از موسى بهترم، براى اين كه او چنين و چنان است ). و اگر متصله بگيريم،يـكى از دو طرف ترديدش با همزه استفهامش حذف شده، و تقديرش چنين است: (اهذا خيرام انا خير... آيا اين موسى بهتر است و يا من...).
💡 به عبارت ديگر، جمله انك انت العليم الحكيم قرينه متصله اى باشد براعتراضى نبودن پرسش فرشتگان؛ چنان كه خود تسبيح و تقديس فرشتگان، قرينهمتصله ديگرى است بر اين كه آنها در پرسش خود قصد اعتراض به خداوند نداشته اند؛زيرا با اعتراف به نزاهت مطلق خداوند از هر عيب و نقص، ديگر مجالى براى نقد ونارضايى از كار حق نخواهد بود.(119)
💡 اين آن معنايى است كه تدبر در آيات و با استمداد از سياق و قرائن متصله و شواهد منفصله، آن را مى رساند. بنابراين اينكه فرمود: (فتنازعوا امرهم بينهم ) اشاره بهاختلافى است كه در اثر موعظه موسى (عليه السلام ) و ادله اى كه بدان اشاره كردهبود، در بينشان به راه افتاد.
💡 در هر جمله شرطيه متصله لزوميه، تلازم ميان مقم و تالى ضرورى است و مقدم و تالىگاهى هر دو مشكوك الوجود است و گاهى هر دو يقينى العدم، مانند: (لو كان فيهما الهه الاالله لفسدتا)؛ (1036) چنانكه گاهى هر دو طرف يقينى الوجود است. پس لازمهقضاياى شرطيه شك گويند نسبت به مقدم و تالى نيست؛ زيرا ممكن است گوينده بهوجود يا عدم مقدم و تالى يقين هم داشته باشد، ولى قضيه را به صورت شرطيه بيانكند.
💡 و بـه بـيـانـى كـه گذشت و معنايى كه براى آيه كرديم روشن شد كه كلمه (ام ) درجـمـله (ام انتم لا تبصرون ) ام متصله است و اين كه بعضى گفته اند: (ام منقطعه و بهمعناى (لكن ) است ) خالى از بعد نيست.