لغت نامه دهخدا
( متابة ) متابة. [ م َ ب َ ] ( ع اِمص ) اقرار و اعتراف به پشیمانی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتنگاس ).
متأبه. [ م ُ ت َ ءَب ْ ب ِه ْ ] ( ع ص ) تکبرکننده. ( آنندراج ). متکبر و سرکش و نافرمان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تأبه شود.
( متابة ) متابة. [ م َ ب َ ] ( ع اِمص ) اقرار و اعتراف به پشیمانی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتنگاس ).
متأبه. [ م ُ ت َ ءَب ْ ب ِه ْ ] ( ع ص ) تکبرکننده. ( آنندراج ). متکبر و سرکش و نافرمان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تأبه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنوقت نه دنيا دارم و نه آخرت و من بحمدالله در باطن، از متابهان محمد - ص - مى باشم.