لغت نامه دهخدا
مبثور. [ م َ ] ( ع ص ) محسود. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). || بسیارمال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). غنی و بسیار مالدار. ( ناظم الاطباء ).
مبثور. [ م َ ] ( ع ص ) محسود. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). || بسیارمال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). غنی و بسیار مالدار. ( ناظم الاطباء ).
محسود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وین نیز عجبتر که به یک زادن چون گشت ستخوانش بگسیخته و جلدش مبثور