ماتع

لغت نامه دهخدا

ماتع. [ ت ِ ] ( ع ص ) دراز از هر چیز. ( ناظم الاطباء ). دراز و نیکو از هرچیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || میزان چرب و غالب و یا فاضل و افزون. یقال: میزان ماتع، ای راجح. || رسن نیکوتافته و محکم. || نبیذ سخت سرخ ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || جید و نیکو از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نیکوی از هر چیزی. ( ناظم الاطباء ).
ماتع. [ ت ِ ] ( اِخ )نام والد کعب معروف به کعب الاحبار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نام والد کعب معروف به کعب الاخبار

جمله سازی با ماتع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمان پيامبر دو نفر بنام هيث و ماتع در مدينه زندگى مى كردند. اين دو آدمهاى هرزه اىبودند و همواره سخنان زشت مى گفتند و مردم را مى خنداندند و عفت كلام را مراعات نمى كردند.

💡 2 - توصيف زيبائى  در زمان پيامبر دو نفر بنام هيث و ماتع در مدينه زندگى مى كردند. اين دو آدمهاى هرزه اى بودند و همواره سخنان زشت مى گفتند و مردم را مى خنداندند و عفت كلام را مراعات نمى كردند.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز