لسان القوم
عبارت «لسان القوم» در متون قدیمی عربی و فارسی به معنای سخنگزار قوم یا متکلم قوم است، یعنی کسی که به نمایندگی از یک گروه یا قوم سخن میگوید و افکار و نظرات جمع را بیان میکند. فردی که با این عنوان خوانده میشود، معمولاً جایگاه احترام و اعتبار اجتماعی دارد، زیرا نماینده و سخنگوی مردم خود است.
در دوران گذشته، پیشوایان، شاعران، و شخصیتهای فرهنگی اغلب به عنوان «لسان القوم» شناخته میشدند، زیرا قادر بودند پیامها و اندیشههای یک جمع یا جامعه را به شکل مؤثر بیان کنند. این نقش باعث میشود که فرد نه تنها سخنگوی کلام، بلکه بازتابدهنده فرهنگ و هویت آن قوم باشد.
به طور خلاصه، مفهوم «لسان القوم» فراتر از صرفاً سخنگویی است و به نمادی از بیان جمعی، فرهنگ، و هویت یک گروه تبدیل شده است. این اصطلاح در متون ادبی و تاریخی به کرات دیده میشود و نشان میدهد که در جوامع گذشته، سخنگویان رسمی و نمایندگان فرهنگی اهمیت ویژهای داشتهاند و توانایی آنها در بیان افکار جمع، موجب اعتبار و احترامشان میگردید.
لغت نامه دهخدا
لسان القوم. [ ل ِ نُل ْ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) سخن گزار قوم. متکلم قوم. ( اقرب الموارد ). رجوع به لسان شود.
فرهنگ فارسی
سخن گزار قوم متکلم قوم سخنگوی گروه.
سخن گزار قوم. متکلم قوم
جمله سازی با لسان القوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِکِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِیرٍ» من الطّعام، «وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ» کفیل ضمین، یقوله المنادی و حدّ المؤذن ثمّ جمع الضّمیر العائد ثمّ وحّد الزّعیم لانّ المؤذن او النّاشد لا یکون الّا واحدا و الزّعیم هو المؤذن و لسان القوم.