«لب چش» اصطلاحی قدیمی در زبان فارسی است که به معنای چاشنی یا مقداری از خوراکی است که برای تست و دریافت طعم آن استفاده میشود. این واژه به صورت مرکب به کار رفته و نشاندهنده مقدار اندکی از غذا یا نوشیدنی است که برای امتحان کیفیت و مزه آن برداشته میشود. در منابع کهن مانند غیاث و آنندراج، «لب چش» به نمک یا چاشنیای اشاره دارد که برای چشیدن طعم خوراکی قبل از مصرف کامل استفاده میشود. عمل «لب چش کردن» یعنی اندکی از چیزی خوردن یا مزه کردن تا کیفیت، طعم یا شیرینی آن مشخص شود. این واژه در اشعار کلاسیک فارسی نیز به کار رفته و به طور استعاری گاهی برای بیان لذت اندک یا امتحان طعم زندگی یا عشق استفاده شده است. برای مثال، شاعران از «لب چش» در توصیف نوشیدنی، شراب یا بوسه برای القای لذت و طعم شیرین بهره بردهاند.
لب چش
لغت نامه دهخدا
لب چش. [ ل َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) چاشنی که برای دریافت مزه چیزی کنند. ( غیاث ). نمک چشه:
تا مست بوسه روز جزا افتمت بپا
خواهم به لب چشی بنوازی شراب را.ظهوری.بلاست چشمک ساقی و لب چش ساغر
حذر که آفت رندان پارسا اینجاست.ظهوری.- لب چش کردن؛ از چیزی اندکی خوردن از برای استعلام کیفیت و مزه آن. ( آنندراج ):
بوسه شیرین دهانان را مکرر همچو قند
کرده ام لب چش بشیرینی چو دشنام تو نیست.صائب.
فرهنگ فارسی
( اسم ) چاشنیی که جهت درک مز. چیزی کنند.
جمله سازی با لب چش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوسه شیرین دهانان را مکرر همچو قند کرده ام لب چش، به شیرینی چو پیغام تو نیست
💡 شکرخند دلم خواهش ز لعل میْکشی دارد خمار من تمنای شراب لب چشی دارد