لاذ

لغت نامه دهخدا

لاذ. ( اِ ) لاد. چینه دیوار. || اصل. لاد. || نوعی است از جامه. ( مهذب الاسماء ). پرنیان نرم. لاد. دیبای تنک و نرم. کسوتی نفیس از حریر که در چین سازند.
لاذ. ( ع اِ ) ج ِ لاذة. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

لاد (۳ )
جمع: لاذه

جمله سازی با لاذ

💡 100- ( مناقب ) ابن شهر آشوب 4/377؛ ( راس ) يعنى خراميد. در( مناقب ) به جاى ( لاذ )، ( لاذت ) ذكر شده.

💡 لا و حق الاسلام لاذی و لاذا کذب العادلون حاشا و کلا