لغت نامه دهخدا
لاتفعل. [ ت َ ع َ ] ( ع جمله فعلیه ) مکن. بجا میاور:
لاتفعل و افعل نکند چندان سود
چون با عجمی کن و مکن باید گفت.؟|| ( در استخاره ) آن را بجای شر گیرند، مقابل اِفْعَل ْ بجای خیر.
لاتفعل. [ ت َ ع َ ] ( ع جمله فعلیه ) مکن. بجا میاور:
لاتفعل و افعل نکند چندان سود
چون با عجمی کن و مکن باید گفت.؟|| ( در استخاره ) آن را بجای شر گیرند، مقابل اِفْعَل ْ بجای خیر.
( جمله فعلی: مفرد مذکر مخاطب از فعل مضارع ) مکن. بجا میاور.: دیوش از راه معرفت میبرد ملکش بانگ زد که: لاتفعل. ( سعدی.کلیات ) یا لاتفعل وافعل. ( جمله فعلی لاتفعل افعل مفرد مذکر از فعل امر بمعنی کن بجا آور ) مکن و بکن: لاتفعل و افعل نکند چندان سود چون با عجمی کن ومکن باید گفت. ( امثال و حکم دهخدا )
مکن بجا میاور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به این نمود، که بار تو نیست لاتحمل به آن سرود، که کار تو نیست لاتفعل
💡 339- كَبُر مَقتاً عندالله ان تقولوا ما لاتفعلون. صف، آيه 3.
💡 دیوش از راه معرفت میبرد ملکش بانگ زد که لاتفعل
💡 حديث: 17 ابى رحمه اللهقال حدثنا سعد بن عبدالله عن احمد بن ابى عبدالله عن ابيه عن ابن عمير بن عبدالله بنسنان قال سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول الصدقه باليد تدفع ميته السوء وتدفع سبعين نوعا من انواع البلاء و تفك عن لحى سبعين شيطانا كلهم يامره ان لاتفعل.