لغت نامه دهخدا
قیس عامری. [ ق َ م ِ ] ( اِخ ) مجنون:
در بند عشق شاهد و هم عشق شاهدش
عشقی چو قیس عامری و عروه حزام.خاقانی.رجوع به قیس بنی عامر شود.
قیس عامری. [ ق َ م ِ ] ( اِخ ) مجنون:
در بند عشق شاهد و هم عشق شاهدش
عشقی چو قیس عامری و عروه حزام.خاقانی.رجوع به قیس بنی عامر شود.
مجنون
رجوع شود به:مجنون ( ـ ح ۸۰ق)
💡 گاه میگویم چو قیس عامری آن ز جان از دوری لیلی بری
💡 شد از آن روزی که صحرای جنون ماوای من کرد شهوت همچو قیس عامری سودای من
💡 در به در مانند قیس عامری واله شوق جناب کیستم؟