لغت نامه دهخدا
قلاقل. [ ق ِ ق َ ] ( اِ ) نام درخت انار صحرایی است، و آن را قلقلان هم میگویند و به عربی رمان البری است. ( برهان ).
قلاقل. [ ق ُ ق ِ ] ( ع ص ) یاری گر و شتابکار. ( منتهی الارب ). المعوان السریعالتحرک. ( اقرب الموارد ).
قلاقل. [ ق ِ ق َ ] ( اِ ) نام درخت انار صحرایی است، و آن را قلقلان هم میگویند و به عربی رمان البری است. ( برهان ).
قلاقل. [ ق ُ ق ِ ] ( ع ص ) یاری گر و شتابکار. ( منتهی الارب ). المعوان السریعالتحرک. ( اقرب الموارد ).
💡 شيخ صاحب حديث قلاقل، عالم جليل، سيّد على بن عبدالحميد نيلى در كتاب (انوارالمضيئه ) از جدّ خود روايت كرده كه او به اسناد خود روايت نموده از رئيس ابى الحسنكاتب بصرى، و او از ادبا بود.