قرفصاء
مترادفها
چهارزانو نشستن، قوز کردن
لغت نامه دهخدا
قرفصاء. [ ق ُ ف ُ / ق ُ رُ ] ( ع اِ ) قرفصی.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قرفصی شود.
جمله سازی با قرفصاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرق جهر و معاينه آن است كه جهر وصف مدرك و معاينه وصف مدرك است. نصب آن نيز بهاين لحاظ كه مفعول وطلق نوعى براى فعل رؤ يت است؛ مانند نصب قرفصاء (نوعى ازنشستن ) در جمله ((جلست قرفصاء)) و ممكن است به لحاظحال بودن براى قول و سوال باشد؛ يعنى شما آشكارا گفتيد: ما براى تو ايمان نمىآوريم. البته اين احتمال به سبب تكلف تقديم و تاءخير، ضعيف است.