لغت نامه دهخدا
قربان صدقه.[ ق ُ ص َ دَ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) قربان صدقه کسی رفتن؛ به او پیاپی «قربانت شوم » و «تصدقت گردم » گفتن.
قربان صدقه.[ ق ُ ص َ دَ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) قربان صدقه کسی رفتن؛ به او پیاپی «قربانت شوم » و «تصدقت گردم » گفتن.
قربان صدقه کسی رفتن باو پیاپی قربانت شوم و تصدقت گردم گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدا رحمت كند بزرگى را كه مى فرمود برخى گمان مى كنند مقدس بودن بايد با تلخىو عبوسى همراه باشد. مؤ من بايد خوش اخلاق و نرم باشد. روشن است كه در هنگامه نبردهيچ كس قربان صدقه كى نمى رود اما حتى در باب امر به معروف و نهى از منكر فقهامى فرمايند اگر مى توانى جلوى منكرى را با نرمى و خواهش بگيرى، اين روش برروشهاى ديگر مقدم است.