قتیر

لغت نامه دهخدا

قتیر. [ ق َ ] ( ع اِ ) پیری. || اول پیری. || سرهای میخ زره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پیری اول پیری

جمله سازی با قتیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مویم چو حلقه های زره بود و این زمان از حلقۀ زره بدرخشد همی قتیر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران