لغت نامه دهخدا
قاهرون. [ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قاهر در حالت رفعی.
قاهرون. [ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قاهر در حالت رفعی.
[ویکی الکتاب] معنی قَاهِرُونَ: غلبه کنندگان تأثیر گذار(قهر نوعی از غلبه را گویند، و آن این است که چیزی بر چیز دیگری چنان جلوه و ظهور کند که آنرا مجبور به قبول اثری از آثار خود نماید، اثری که یا بالطبع و یا به عنایت و فرض مخالف با اثر مقهور باشد، مانند ظهور آب بر آتش که آنرا خام...
ریشه کلمه:
قهر (۱۰ بار)
غلبه و ذلیل کردن و در هر یک به کار رود (راغب). یتیم را ذلیل و بیچاره مکن (و آن به واسطه از بین بردن مال اوست) و آن تقریباً مرادف با ظلم است. قهر به معنی غلبه توأم است با توانائی مثل. یعنی: ما بالا دست آنهائیم ما به آنها چیرهایم ظاهراً «قاهِرُونَ» خبر بعد از خبر است. چنانکه در آیه. «فَوْقَ» خبر بعد از خبر است یعنی: او غالب و بالا دست بندگانش میباشد.
💡 و در هر حال با جمله انا فوقهم قاهرون ميخواهد وحشت و اضطراب را ازدل پيروان خود بردارد و به آنها اطلاع دهد كه كاملا بر اوضاع مسلط است !
💡 فرزندان مى گويد: و انا فوقهم قاهرون ما بر سر آنها كاملا مسلطيم يعنىاين قدرت قاهره خود را كه در واقع قدرت ناچيزى بيش نبود دليلى بر ظلم و ستم و عدماعتناء به حقوق ديگران ميگرفت، ولى خداوند حكيم و خبير با آن قدرت قاهره منزه تر ازآن است كه كمترين ستم و خلافى درباره كوچكترين بندگان روا دارد.
💡 در آيه 61 سوره انعام مى خوانيم و هو القاهر فوق عباده: او بر فراز بندگان قاهر استو حتى فرعون هنگامى كه مى خواست قدرت و قوت خود را نشان بدهد مى گفت و انافوقهم قاهرون: من بر فراز آنها قاهرم.