لغت نامه دهخدا
چهاردرخمی. [ چ َ دِ رَ ] ( اِ مرکب ) نام مسکوکی در زمان اُت ُ فردات اول پادشاه پارس، در حدود 300 ق.م. که ارزش آن معادل چهار درهم بوده است. ( تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1496 ).
- چهاردرخمی نقره؛ نام مسکوکی از نقره در زمان اِواُگراس دوم والی صیدا در حدود 350 ق.م. ( تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1496 ).