فلته

لغت نامه دهخدا

( فلتة ) فلتة. [ ف َ ت َ ] ( ع اِ ) کار ناگاه و بی اندیشه. ( منتهی الارب ): خرج الرجل فلتةً؛ یعنی بغتةً. ( از اقرب الموارد ). || آخرین شب از هر ماه. || آخرین روز که سپس از وی ماه حرام باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کار ناگاه بی اندیشه. یا آخرین شب از هر ماه.

جمله سازی با فلته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ديگر اينكه قرائن موجود در كلام عمر نيز بجز مفهوم خطا و لغزش را نمى رساند، عبارتچنين است: ( ان بيعه ابى بكر كانت فلته وقى الله شرها فمن عاد الى مثلها فاقتلوه): بيعت ابى بكر لغزش و خطائى بود (و يا: به صورت ناگهانى صورت گرفت) خداوند شر آن را باز داشت، پس هر كه بخواهد آن را تكرار كند او را بكشيد.

💡 202- به سيره ابن هشام، ج 4، ص 336، و تمامى مصادرى كه حديثفلته را آورده اند مراجعه شود. ما موضوع فلته را در آنجاكه از عقيده عمر درباره بيعت ابوبكر سخن خواهيم گفت، خواهيم آورد.

💡 و گويد: آخرين روز شوال نيز فلته ناميده شده است، زيرا هر كس ‍ نتوانست در ماهشوال كه آخرين ماه (حل ) است انتقام خود را بگيرد، از او فوت مى شود، و نمى تواند درذى قعده و ذى حجه و محرم، كه ماههاى حرام هستند، انتقام بگيرد، و اگر در روز آخرتوانستند كارى انجام دهند، انتقام خود را گرفته اند، و آنچه را از دست مى دادند، به دستآورده اند، و به همين جهت روز آخر ماه شوال (فلته ) ناميدند.

💡 بيعت ابوبكر اين چنين به سامان رسيد. بيعتى كه عمر آن را فلته (كارىحساب نشده و از دست در رفته ) توصيف كرده بود و بر همان بيعت پايه هاى خلافت عمرو عثمان، استوار گرديد و به آن استدلال شد.

فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز