فراموشاندن
مترادفها
فراموش کردن، از یاد بردن، نسیان کردن
متضادها
به یاد آوردن، به خاطر آوردن
لغت نامه دهخدا
فراموشاندن. [ ف َ دَ ] ( مص ) اِنساء. فراموشانیدن. از یاد خود یا دیگری ببردن. مقابل به یاد کسی آوردن. سبب فراموشی گشتن دیگران را. فراموش کنانیدن. ( یادداشت به خط مؤلف ).
جمله سازی با فراموشاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فراموشاندن (انساء) آيه اى از آيات خداشاملرسول خدا نمى شود