لغت نامه دهخدا
فراش غضب. [ ف َرْ را ش ِ غ َ ض َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کسی که قهر و غضب پادشاهی را اجرا میکند. ( ناظم الاطباء ). میرغضب. دژخیم. جلاد.
فراش غضب. [ ف َرْ را ش ِ غ َ ض َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کسی که قهر و غضب پادشاهی را اجرا میکند. ( ناظم الاطباء ). میرغضب. دژخیم. جلاد.
کسی که قهر و غضب پادشاهی را اجرا می کند. جلاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فراش غضب بر سر ارباب و رعایا استاده و با انبر و با گاز ستاند