لغت نامه دهخدا
فاصله دادن. [ ص ِل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) میان دو چیز جدایی انداختن و آنها را از یکدیگر دور کردن. رجوع به فاصله شود.
فاصله دادن. [ ص ِل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) میان دو چیز جدایی انداختن و آنها را از یکدیگر دور کردن. رجوع به فاصله شود.
( مصدر ) ۱ - میان دو چیز جدایی انداختن و آنها را دور کردن ۲ - دور کردن دو کلمه از هم به وسیله یک یا چند فاصله.
💡 در قرن هجدهم، «سفید» به عنوان یک اصطلاح نژادی در زمانی که به بردگی گرفتن آفریقایی-آمریکاییها گسترده بود، کاملاً تثبیت شده بود. دیوید آر. رودیگر استدلال کردهاست که برساختن «نژاد سفید» در ایالات متحده تلاشی برای فاصله دادن ذهنی برده داران از بردگان بود. فرایند سفید تعریف شدن از سوی قانون در اغلب در اختلافات دادگاهها بر سر تلاش برای کسب تابعیت ظهور میکرد. قانون تابعیت سال ۱۷۹۰ تابعیت را فقط به «هر بیگانه ای که یک سفیدپوست آزاد باشد» ارائه میداد. حداقل در ۵۲ مورد، افراد از طرف مقامات مهاجرت از داشتن وضعیت سفیدپوستی محروم شدند و در دادگاه شکایت کردند تا عنوان سفیدپوست را به دست آورند.
💡 دکتر مری مالون به دنیای مولفاها وارد شده و با آنها دوست میشود. او با استفاده از نوعی روغن و و چوب دو آیینه میسازد که میتواند با یک وجب فاصله دادن آنها از هم میتواند غبار را ببیند و آنها را باا استفاده از چوب بامبو به هم میچسباند و دوربین کهربایی ساخته میشود. لایرا و ویل به دنیای مردگان میروند و از دنیای مردگان پنجرهای به بیرون باز میکنند تا مردگان بتوانند جزئی از زندگی شوند. طی اتفاقاتی لرد عزریل و ماریسا کولتر برای نجات جان دخترشان، لایرا جان خود را از دست داده و ویل و لایرا عاشق یک دیگر میشوند.............