لغت نامه دهخدا
غنیمت کش. [ غ َ م َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه مال غنیمت بردارد و نگاهدارد.( از آنندراج ). غنیمت کشنده. حامل غنیمت:
جهاندارچون دید کز گنج و زر
غنیمت کشان را گران گشت سر...نظامی.در آن پیش بینی خرد پیشه کرد
که لختی ز چشم بد اندیشه کرد
بفرمود شه تا غنیمت کشان
دهند از شمار غنیمت نشان.نظامی.