غنیمت دانستن

لغت نامه دهخدا

غنیمت دانستن. [ غ َ م َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) غنیمت شمردن. اغتنام. مغتنم شمردن. فرصت شمردن. رجوع به غنیمت شود:
صاحباعمر عزیز است غنیمت دانش
گوی خیری که توانی ببر از میدانش.سعدی ( غزلیات ).غنیمت دان چو میدانی که هر روز
ز عمر مانده روزی میشود کم.سعدی ( بدایع ).هر که را با دوستانی عیش می افتد زمانی
گو غنیمت دان که نادر در کمند افتد شکاری.سعدی ( خواتیم ).شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان
که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش.حافظ.غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد.حافظ.شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد.حافظ.- امثال:
غنیمت دان دمی تا یکدمت هست.؟ ( امثال و حکم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غنیمت شمردن مغتنم شمردن.

جمله سازی با غنیمت دانستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صحبت نامه مثنویی ست در بحر هزج (مسدس مقصور یا محذوف) شامل ۳۸۳ بیت. نخست ابیاتی ست در توحید و ستایش پیامبراکرم و یاران وی و سپس مطالبی ست در زمینه‌های مختلف بدین شرح: در سبب نظم کتاب، در حقوق صحبت، در وفا، در غنیمت دانستن جوانی، در غنیمت دانستن صحبت یاران، در مدح خواجه هارون، در مراتب خاصان و تقریر حال ایشان، درستایش معشوق، در وصف محبوب، در غیرت معشوق، در فراق محبوب و شکایت روزگار، لابه کردن عاشق با معشوق. چهار غزل نیز در ضمن مطالب مزبور آمده‌است.