لغت نامه دهخدا
غم یافته. [ غ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) اندوهناک. غمگین. غمناک:
ز مقدس تنی چند غم یافته
ز بیداد داور ستم یافته.نظامی.
غم یافته. [ غ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) اندوهناک. غمگین. غمناک:
ز مقدس تنی چند غم یافته
ز بیداد داور ستم یافته.نظامی.
( صفت ) اندوهناک غمگین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دل وحشی شده همراز غم یافته مجنون شده هم راز غم
💡 در کوره ای ز آتش غم یافته ست نرم آهن است گویی پولاد من
💡 هجرش زده تیر بر نشانه غم یافته مرگ را بهانه