لغت نامه دهخدا
غفلتی. [ غ َ / غ ِ ل َ ] ( حامص ) بی خبری. بی احتیاطی. بی پروایی. ( ناظم الاطباء ). || ( ق ) در تداول مردم آذربایجان به معنی غفلةً ( ناگهانی ) استعمال میشود.
غفلتی. [ غ َ / غ ِ ل َ ] ( حامص ) بی خبری. بی احتیاطی. بی پروایی. ( ناظم الاطباء ). || ( ق ) در تداول مردم آذربایجان به معنی غفلةً ( ناگهانی ) استعمال میشود.
بی خبری نا آگاهی.
بی خبری بی احتیاطی بی پروایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفتند همرهان و تو در خواب غفلتی گوئی خیال رفتنت اندر شمار نیست
💡 در رکعت نخست گرت رفت غفلتی اینجا سجود سهو کن و در عدم قضا
💡 ای که با قد دو تا مست شراب غفلتی خواب راحت می کنی در سایهٔ دیوار کج
💡 در آب رفت نوح و تو در خواب غفلتی بستند همرهان همه بر ناقه بارها
💡 بسوی دشمنان تیرش چو مرگ غفلتی بارد زر از اختران طبعش نباشد ساعتی غافل