غاشم

لغت نامه دهخدا

غاشم. [ ش ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از غشم.ظالم. بیدادگر. ستمگر. ستمکار. رجوع به غشوم شود.

فرهنگ عمید

۱. ظالم، ستمگر.
۲. غاصب.

جمله سازی با غاشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1342-از فرو فرستادن رجز بر بنىاسرائيل در آيه مورد بحث به فانزلنا و در سوره اعراف به فاءرسناتعبير شده است.بين عنوان انزال و ارسال تفاوت است. انزال چيزى مستلزم مدرك بودن آن شى ءنازل نيست، هر چند منافى آن هم نخواهد بود، ولىارسال مستلزم مدرك بودن رسول است.درباره اشيا بهنزول و درباره اشخاص ‍ به رسول ياد مى شود. اگر درباره برخى از اشيابه عنوانرسول عبير شد، براى آن است كه صبغه ادراكى آنها ملحوظ بوده است ورعايت همين تفاوتايجاب مى كند كه گاهى از تعذيب بنى اسرائيل طاغى و غاشم بهانزال رجزياد شود،مانند آيه موردبحث و زمانى از آن بهارسال رجز تعبير شود؛ مانند:(فبدّل الذين ظلموا منهم قولاغير الذىقيل لهم فاءرسلنا عليهم رجزا من السماء بما كانوا يظلمون ) (سوره اعراف، آيه 162).

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز