عیونی

لغت نامه دهخدا

عیونی. [ ع ُ ] ( اِخ ) علی بن مقرب بن منصور ربعی عیونی احسائی. شاعر اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری. رجوع به علی ربعی ( ابن مقرب... ) شود.

فرهنگ فارسی

علی بن مقرب بن منصور ربعی عیونی احسائی شاعر اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری

جمله سازی با عیونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگارا دیده اندر جستجویت چه میگردد که تو عین عیونی

💡 فی ضُلوعی تو قدالنّیران من شّجرِ النوی فی عیونی تو جد الطّوفان من ماء الغَرام

💡 برخی منابع آن‌ها را شیعه و برخی منابع دیگر سنی دانسته‌اند. عیونی‌ها بازمانده‌های عشیره بنی عبدالقیس بودند که منطقه بحرین را با کمک نظامی ملک‌شاه سلجوقی از کنترل قرمطی‌ها درآوردند.