عید اضحی

مترادف‌ها

عید قربان

لغت نامه دهخدا

عید اضحی. [ دِ اَ حا ] ( اِخ ) عید قربان. عید گوسفندکشان. یوم العِداد ( از منتهی الارب )، و آن روز دهم ذی حجه باشد. رجوع به اضحی و قربان شود: من او را در عید اضحی به بصره دیدم. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

عید قربان عید گوسفند کشان یوم العداد و آن روز دهم ذی حجه باشد

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:عید قربان

جمله سازی با عید اضحی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عید اضحی با هزاران امن و دولت بر درت از در لطف خدای غیب دان آمد پدید

💡 همایون یکی هست تشریف خسرو مبارک دگر عید اضحی و قربان

💡 در مُحرّم بپذیر از من و از خاطر من عذر تقصیر که رفته است به عید اضحی

💡 خجسته تهنیتی‌گوی عید اضحی را که تا به‌گوش نیایش نیوشی از احباب

💡 دو عید رسم عرب عید اضحی و فطر است لقای مجلس میر است بر عبید و خدم

💡 زانست که می‌کند به عید اضحی از بهر ترا آن حمل این ثور فدی

💡 خانواده‌های مسلمان در سراسر جهان با شادی و هیجان فراوان، روزهای عید اضحی را با انجام مراسم قربانی و دید و بازدید اقوام خود جشن می‌گیرند.

💡 برنامه‌های ویژه و مراسم‌های مذهبی در مساجد و اماکن مقدس برای بزرگداشت روزهای بسیار پر اهمیت عید اضحی در سراسر کشور به طور گسترده برگزار می‌گردد.

💡 تعطیلات عید اضحی فرصتی مناسب برای تجدید دیدار با دوستان قدیمی و تقویت پیوندهای خانوادگی در میان اعضای مختلف خانواده و اقوام دور و نزدیک است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران