عیب شمار
مترادفها
مچگیر، نقصجو
لغت نامه دهخدا
عیب شمار. [ ع َ / ع ِ ش ُ ] ( نف مرکب ) عیب شمارنده. آنکه عیب ها و نقائص دیگران برمی شمارد:
من که چنین عیب شمار توام
در بد و نیک آینه دار توام.نظامی.
فرهنگ فارسی
عیب شمارنده آنکه عیب ها و نقائص دیگران بر می شمارد
جمله سازی با عیب شمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیشه تو عیب هنرپیشگان عیب شمار هنراندیشگان
💡 آن هنر اندیش شود نامدار کش تو کنی عیب شماری شعار