عویر

لغت نامه دهخدا

عویر. [ ع ُ وَ ] ( ع اِ ) خصلت نکوهیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و به دو خصلت مکروه، کُسَیر و عویر گویند. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || زاغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غراب، و آن را بجهت تیزبینی وی، از روی تشاؤم چنین نامیده اند. ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام مردی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عویر. [ ع ُ وَ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است در شعر خالدبن زهیر هذلی. و آن را با غین معجمه نیز خوانده اند. رجوع به معجم البلدان شود.
عویر. [ ع َ ] ( اِخ ) از قرای شام است، و گویندآبیست بین حلب و تدمر. رجوع به معجم البلدان شود.

جمله سازی با عویر

💡 سعید عویران (عربی: سعيد علي العویران الدوسري؛ زادهٔ ۱۹ اوت ۱۹۶۷) یک بازیکن فوتبال اهل عربستان سعودی است که در سال ۱۹۹۴ بازیکن سال فوتبال آسیا شده‌است.