برچشم گفتن

لغت نامه دهخدا

برچشم گفتن. [ ب َ چ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بچشم گفتن، کنایه از قبول کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ).

فرهنگ فارسی

بچشم گفتن کنایه از قبول کردن.

جمله سازی با برچشم گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمان او ز غیرت می زنند برچشم و رو آب مصر و باد چنین را خاک آذربایجان

💡 لذا روز قـيامت به عنوان سرزنش و توبيخ به هنگامى كه آتش دوزخ را با چشم مى بينندو حرارت آن را لمس مى كنند به آنها گفته مى شود: (آيا اينها سحر است ؟ آيا پرده برچشم شما افكنده شده )؟!

💡 بن نیزه را کوفت برچشم خاک برآن تکیه زد با تنی چاک چاک

💡 از آن پس که از تن دو دستش بکاست زدم زآن سه تیرش برچشم راست

💡 از فروغ دل،سیه گردد جهان برچشم من پرتو مهتاب با دزدان کند کار عسس

💡 پـيـامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: نزديك بيا! نزديك رفت، از آب دهان مباركش برچشم على (عليه السلام ) ماليد، و چشمش ‍ به بركت اين اعجاز كاملا سالم شد، سپس پرچمرا به دست او داد.

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز