عنفی

لغت نامه دهخدا

عنفی. [ ع ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به عنف. سخت و درشت و ستمی و ظلمی و اجباری. و بصورت مؤنث ( عنفیة ) نیز آید.
- تکالیف عنفی ( عنفیه )؛ امور اجباری و دشوار که به ظلم و ستم و جبر بر کسی وارد گردد. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

منسوب به عنف یعنی سخت و درشت و ستمی و ظلمی و اجباری

جمله سازی با عنفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بو که از عنفی کند در تو نگاه زانکه پندارم بلطفت نیست راه

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز